سلام دوستان!!♥
با یه کتاب از استفنی میر اومدم☺ 


بخشی از کتاب رمان میزبان اثر استفنی مایر :

می دانستم که با پایان کار ، آغاز می شد و پایان برای این چشمها چون مرگ به نظر می رسید. به من اخطار داده شده بود. این چشمها نه ، چشمهای من .... مال من بودند. حالا این من بودم.

زبانی که بدان حرف می زدم برایم عجیب بود ولی به هر حال معنی داشت. کلمات یا صداها متغیر ، بعضی جاها متراکم ، بی مفهوم و کشیده بودند.در مقایسه با تمام زبانهای دیگری که استفاده کرده بودم ، به طور باور نکردنی ضعیف و نا کار آمد می نمود ، ولی با این حال باز می توانست روان باشد و مفهوم پیدا کند. بعضی وقتها زیبا بود زبان من، زبان مادری من .

 

دانلود کتاب فانتزی میزبان اثر استفنی مایر