سلامی دوباره
بعد از یه وقفه طولانی دوباره تصمیم گرفتیم که دست به کار شویم و به روند قبلیمون برگردیم ...
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما در راستای پیشرفت وبلاگ هستیم
با تشکر ...
سپهر
بعد از یه وقفه طولانی دوباره تصمیم گرفتیم که دست به کار شویم و به روند قبلیمون برگردیم ...
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما در راستای پیشرفت وبلاگ هستیم
با تشکر ...
سپهر


جلد سوم از مجموعه فوق العاده پادشاهی کهن
کتاب سوم درباره نبرد دو ابهورسن (سابریل و لیراییل) با هج و اورانیس هست.لیرایل و شاهزاده سمث ، به همراه ماگت و سگ سیاه سعی دارن هرچه زودتر خودشان را به دریاچه ی سرخ و نیکلاس برسانند تا از بیرون کشیده شدن نیم کره های نقره ای جلوگیری کنند؛ هج کار ها را به سرعت پیش می بره و برنامه اش با دقت و زیرکی بسیار اجرا می شه.به جان تاچ استون و سابریل در کشور آنسلستیر توسط یک بمب گذاری سوقصد می شه. و ...
با تشکر از برو بچه های دوران ازدها!!!
اسپنسر ترنر اخیراً وسیله جالبی به نام مویه کش خریده است.این طور که فروشنده گفته بود این دستگاه
باید به اسپنسر امکان دهد مویه های اشباح و ارواح را دریافت کند . اسپنسر با تمام وجود دوست دارد با
دنیای ارواح تماس برقرار کند . مشتاقانه منتظر است که دستگاه جدیدش را امتحان کند . اما ... اسپنسر
به زودی فریادهای ناشی از ترس خود را خواهد شنید چون وقتی دستگاه را روشن می کند،در را به روی
تالار وحشت گشوده است ....

فصل 14 به زودی ...
سلام دوستان
خوبین؟درسا چه طورن؟!
یه خبر خوب واستون دارم ، یه خبر بد
خوب اول خبر بد رو میگم
خبر بد اینکه فهمیدم که کتاب "من جاودانه ام" یه دزدی از یه کتاب دیگه بوده و اون کتاب هم خودش از یه فیلمنامه دزدی کرده بوده (شیر توشیره ها!)
به خاطر همین تصمیم گرفتم کتاب رو توی نت قرار ندم ( هرچند ترجمه اش کامل شده و الان کتاب کاملا فارسی شده)
حالا البته شاید زیاد ناراحت نشین
ولی به هر حال
خبر خوب اینکه نسخه ی اینگلیسی زامبی 5 (بچه) توی نت قرار گرفته و به زودی ترجمه میشه
اگه خواستید توی نظر بگید تا نسخه ی اینگیلیسیش رو براتون بزارم


ادامه کتاب ها به زودی ...

لطفا دوباره آپلود نکنید
ممنون
خانم ماآرف از پشت میزش آمد بیرون پاهای برهنه و خیسش روی موکت شلپ شلپ می کرد
چند بار دور من چرخید و با چشم های قهوه ای اش مرا با اشتها بر انداز کرد.
شکمش با صدای بلند، با صدایی شبیه خالی شدن وان حمام قارو قور کرد
و مرا از جا پراند.
ـ شما نباید این کارو بکنید... این کار انسانی نیست...
پایان

عروس سیاه پوش
نویسنده :سیمون آر . گرین